اشکهای من از غصه نیست
فقط…
چشمهای من خجالتیست
چشمانم به وقت دیدنت ” عرق ” میکند !
اما…
تو این را باور نکن…
غصه از اشکهای من میبارد…!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
این بار
مینویسمت…
” تو ” را میان اصطحکاک مداد و کاغذ
گیر خواهم انداخت
شاید اینگونه بشود تو را
” تجربه ” کرد…!!!
برای تویی که قلبت پـاک است…
برای تو می نویسم……..
برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست…
برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست…
برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست…
برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد…
برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است…
برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی…
برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی…
برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است …
برای تویی که سـکوتـت سخت ترین شکنجه من است….
برای تویی که قلبت پـاک است…
برای تویی که در عشق ، قـلبت چه بی باک است…
برای تویی که عـشقت معنای بودنم است…
برای تویی که عـشقت معنای بودنم است…
برای تویی که غمهایت معنای سوختنم است…
برای تویی که آرزوهایت آرزویم است……….
دوستت دارم تا ……..!
نه…!
دیگر برای دوست داشتن هایم تایی وجود ندارد
بی حد و مرز دوستت دارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بازهم بگو ودوباره بگو
که به من عشق می ورزی
وتکرار این واژه باید چون
آوای فاخته ای درآید
به یاد داشته باش که بدون آوای مدام فاخته
بهار با همه ی سبزی اش به کوه و دشت
دره وجنگل پای نمیگذارد
میتونی نگاهم نکنی اما نمیتونی جلو چشامو بگیری .
میتونی بگی دوستت ندارم اما نمیتونی بگی دوستم نداشته باش .
میتونی از پیشم بری اما نمیتونی بگی دنبالم نیا .
پس نگاهت میکنم ، دوستت دارم ،تا ابد به دنبالت میام
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خوشا صبحی که چون از خواب خیزم
به آغوش تو از بستر گریزم
گشایم در به رویت شادمانه
رخت بوسم ، به پایت گل بریزم




